0xMasoud.eth
در این متن میخوام داستان چاپ اولین پول کاغذی ایران در قرن 13 میلادی رو تعریف کنم و اون رو با بیتکوین مقایسه کنم
داستان با بر تخت نشستن گیخاتو خان مغول در روز یکشنبه، ۲۳ ژوئیه ۱۲۹۱ میلادی (۲۳ رجب ۶۹۰ قمری) شروع میشه. گیخاتو پس از به تخت نشستن به آناتولی لشگرکشی کرد تا شورشان آن منطقه که ترک ها و یونانیان بودند رو سرکوب کنه. غیبت گیخاتو طولانی شد تا حدی که عده ای از درباریان شایعه کشته شدن گیخاتو رو پخش کردند، اما گیخاتو برگشت و نقشه دشمنانش نقش بر آب شد.
گیخاتو شخصیتی ضعیف النفس، اسرافکار، شرابخوار و عیاش بود. بخاطر همین بعد از بازگشتش از آناتولی در سال ۱۲۹۲ به بیماری سختی دچار شد. برای درمان از طبیبان مسلمان، مسیحی و یهودی کمک گرفت و پس از درمان به مدت یکماه جشن گرفت و به عیش و عشرت پرداخت و در این دوران بی حساب و کتاب از خزانه شاهی بذل و بخشش کرد و ذخایر خزانه رو تباه کرد. صدرالدین احمد خالدی زنجانی ملقب به «صدرجهان» وزیر دربار گیخاتو بود که او هم نقش چشمگیری در حیف و میل شدن دارایی های خزانه کشور داشت.
گیخاتو و صدرجهان با اسرافکاری، خزانه را چنان خالی کردند که در دو سال نخست سلطنت (۱۲۹۱–۱۲۹۳)، دولت ۲۵۰ تُومان (واحد پولی آن زمان) بدهکار شد. همزمان، شیوع وبا در میان دامهای مغول، اقتصاد را فلج کرد. در این دوره، درآمد سالانهٔ خزانه حدود ۱٬۸۰۰ تُومان بود، اما تنها ۷۰۰ تُومان برای هزینههای جاری کفایت میکرد. برای مقایسه، در دوران اباقاخان (۱۲۶۵–۱۲۸۲) و سلطان احمد تگودار (۱۲۸۲–۱۲۸۴)، تنها ۴۰ تُومان برای مخارج دربار مصرف میشد، با اینکه در زمان گیخاتو، حتی ۱۶۵ تُومان نیز جوابگوی خرج و مخارج نبود.
در اوایل آوریل سال ۱۲۹۴ میلادی(جمادیالثانی ۶۹۳ قمری)، یه شیخی به اسم عزالدین محمد بن مظفر بن عمید که با سیستم پولی چین آشنا بود، پیشنهاد انتشار پول کاغذی به اسم «چاو» رو به صدرجهان داد. این پول با عنوان «چاو مبارک» منتشر شد و در مملکت به جای سکههای طلا و نقره رواج پیدا کرد. روی اسکناسها نوشته شده بود:
«پادشاه جهان در سال ۱۲۹۴ میلادی (۶۹۳ قمری) این چاو مبارک را در ممالک روانه کرد. هرکه آن را تغییر دهد یا نپذیرد، با زن و فرزندش مجازات شده و اموالش مصادره خواهد شد.»
در شهرها مکانهایی به اسم «چاوخانه» تأسیس شد برای توزیع و مدیریت پول کاغذی ، اما مردم، مخصوصا در تبریز، به شدت مخالف بودن و مقاومت کردند. تا حدی که بازرگان ها به اون پول میگفتن «چاو نامبارک» و صدرجهان را به مسخره «چاویان» لقب دادند.
آخر سر چی شد؟ از اونجایی که بی عدالتی و دستدرازی گیخاتو همه رو به ستوه آورده بود، بایدو، حاکم بغداد با کمک طغارجا بر علیه گیخاتو شورش کردن و لشگرش شکستش دادن، گیخاتو به مغان فرار کرد و در تاریخ فوریه ۱۲۹۵ میلادی (۶ جمادیالاول ۶۹۴ قمری)، به دست امیران شورشی به قتل رسید.
هفت قرن بعد، در ژانویه ۲۰۰۹، «ساتوشی ناکاموتو»، نوعی از پول دیجیتال رو معرفی کرد: «بیتکوین». برخلاف چاو، نه شمشیری در کار بود، نه تهدیدی. روی آن نوشته نشده بود: «بپذیر یا بمیر!» بلکه تنها یک پیام داشت: «غیرمتمرکز. محدود به ۲۱ میلیون واحد. هرکس آزاد است بپذیردش.»
اولش نادیده گرفته شد، بعد خیلیا گفتن که بیتکوین کلاهبرداریه. اما به مرور، گروهی از مردم که از سیستم بانکی متمرکز و تورم دائمی خسته بودند، رفتن سراغ بیتکوین. پشتوانهٔ بیتکوین، نه طلا بود، نه نقره، بلکه انرژی بود: برقی که برای استخراج هر سکه استفاده میشد، و ریاضیاتی که تقلب را غیرممکن میکرد.
در سالیان گذشته پذیرش بیتکوین از طرف مردم در حالی بیشتر میشد که شکل های مختلف استفاده از بیتکوین یا ماین کردن بیتکوین از طرف دولتهای جهان بطور مداوم و گسترده محدود و ممنوع میشد و این دقیقا همون چیزی هست که من رو تشویق کرد که داستان دو پول بدون پشتوانه رو در دو دوران متفاوت برای شما روایت کنم در حالی که نقش “مردم” در هر داستان کاملا متفاوت بوده. یکی با زور و فشار حکومت نتوانست دوام بیاره و با مرگ خالقش نابود شد، درحالی که حکومت ها نتونستن با انواع و اقسام فشارها مانع از استفاده روز افزون بیتکوین بین مردم بشن.
چاو مبارک نشان داد که پول بیپشتوانه، اگر با زور و فساد گره بخورد، محکوم به نابودیه. اما بیتکوین ثابت کرد که همان پول بیپشتوانه، اگر بر پایۀ اعتمادِ داوطلبانه و شفافیت فناورانه بنا بشه ، میتونه جهانی رو متحول کنه.