در کشورهای عقبافتاده هنوز خیلی از رفتارهای سیاسی و حتی نظامی، ریشه در مسائل بچهگانه دارند، اما تحلیلگر غربی چون مدتهاست جامعه خودش ازون مسائل عبور کرده، باور نمیکنه که دلیل خیلی از کارها همینقدر ساده باشه و دنبال مناسبات پیچیده میگرده. برخلاف دولت روسیه که همواره دنبال فرصت برای تجاوز به اوکراین بوده، جامعه روسیه تا زمانی که اوکراین رو بدبختتر یا همسطح خودش میدید، خیلی عجله نداشت که به خاک خودش ضمیمهش کنه. اما از وقتی اوضاع اوکراین بهبود پیدا کرد، همهچی عوض شد. چون اونها یک نژاد نزدیک ولی رقیب بودند، که موفق شده بودند بهتر زندگی کنند. حتی فساد اوکراینی هم داشت پربازدهتر از فساد روسی میشد. چون فاسد اوکراینی به روستاها هم فیبر نوری میکشید، ولی فاسد روس دنبال این بود که نقل مکان کنه به مسکو و برای دخترش مرسدس بنز بخره. به همین دلیله که امروز مردم روسیه نمیپرسند چرا داریم طوری عملیات نظامی رو انجام میدهیم که گویی هدف غیرقابل سکونت کردن اوکراین است؟ چون خودشون باش موافقند. که اسلاو اوکراینی دیگه نتونه کشاورزی کنه، دیگه نتونه سرمایهگذاری کنه، دیگه نتونه خونه بسازه، و نهایتا نتونه سکونت کنه. اگه رقیب اردوغان در انتخابات، یک شخص دیگه بود شاید به دور دوم کشیده نمیشد و تو همین مرحله اول میباخت. نباخت چون خیلی از ترکها نمیخواستند به چنین رقیبی رأی بدن، چون از ریشه و نسبش خوششون نمیاد. کسی تو نظرسنجی روش نمیشه بگه من به یک علوی رأی نمیدم. ولی دلیل رأی ندادنش همینه. طالبان شاید حقابه زابل رو میداد اگه کسی غیر از سیستانیها ساکن اونجا بودند. نوع نگاه این نیست که کشاورزان حاشیه رود از قدیم حقوقی دارند و این حرفها. نگاه اینه که «چطور انتظار دارید آب رو از پشتونهای خودمون بگیریم و به این قوم پست شیعه بدیم؟». و البته این موضع رسمی نیست، ولی موضع یواشکی خیلیهاست. تحلیلگر غربی باید از اسبش پیاده بشه و بیاد ببینه که خیلی وقتها موضوع خیلی ساده، و چرکه.

