از کلونی مورچه‌ها تا سوسک‌های حمام؛ حشرات چگونه به درک جایگاه انسان در جهان کمک می‌کنند؟

در سال ۱۹۱۹، ستاره‌شناسی جوان در حین قدم زدن در پاسادنای کالیفرنیا، متوجه لانه‌ی مورچه‌ای در گوشه‌ی خیابان شد. او زانو زد و عمیق‌تر نگاه کرد. چیزی که این ستاره‌شناس جوان دید تنها یک لانه‌ی مورچه‌ی ساده نبود بلکه سرنوشت و جایگاه انسان در جهان بود.

نام این ستاره‌شناس، هارلو شیپلی بود. او حوالی همان خیابان در رصدخانه‌ی ماونت ویلسون مشغول به کار بود. شیپلی با کمک همکارانی مثل هنریتا لویت، آنی جامپ کنن و سیلیا پاین گاپوسچین به رصد و بررسی راه شیری می‌پرداخت. پژوهش آن‌ها نشان داد ما در مرکز کهکشان زندگی نمی‌کنیم و کهکشان‌های دیگری در اطرافمان وجود دارند.

شیپلی یکی از مدافعان دیرینه‌ی علت‌های تدریجی بود و به آینده‌ی بشر در بلندمدت و ریسک‌هایی که او را تهدید می‌کنند، می‌پرداخت. او از اولین افرادی بود که طی یک سخنرانی در حین جنگ جهانی دوم هشدار داد که بشریت باید از دنیاگیری ۱۹۱۸ عبرت بگیرد و خود را برای دنیاگیری بعدی آماده کند. او «طرحی برای نبرد» را به‌جای جنگیدن با یکدیگر پیشنهاد داد. براساس این طرح می‌توان با ریسک‌هایی که بشریت را تهدید می‌کنند، مبارزه کرد. جنگی که مبارزه با تمام شیاطین از دنیاگیری تا فقر را در برمی‌گیرد. بااین‌حال تنها دو نفر از مخاطبان این سخنرانی، شیپلی را تشویق کردند.

شیپلی همچنین به‌شدت تحت تأثیر مورچه‌ها قرار داشت. او شب‌ها نقشه‌ی کیهان پهناور را ترسیم می‌کرد و روزها به بررسی دنیای کوچک مورچه‌ها می‌پرداخت و مقاله‌های خط‌شکنی را درباره‌ی اکتشافات خود در ماونت ویلسون منتشر کرد. معمولاً بررسی کلان‌شهرها در مقیاس کوچک‌تر آسان‌تر است. حدس شیپلی هم این بود که یک لانه‌ی مورچه‌ای حتی می‌تواند چگونگی ظهور حیات و ذهن را از ماده‌ای بیجان در تکامل کیهانی آشکار کند.

شیپلی بعدها در پایان عمر خود با مهارت بالایی بسیاری از وقایع حشره‌شناسی را شرح داد. برای مثال مورچه‌هایی از اهرام مصر را برداشت و یکی از آن‌ها را در ساعت دوستش مخفی کرد. یا خیلی تصادفی تعداد مورچه را که در کیسه‌ی تنباکویش قرار داشتند، دوداندود کرد. برخی همکاران شیپلی دلیل علاقه‌ی او به مورچه‌ها را درک نمی‌کردند. ارتباط کیهان‌شناسی و چشم‌انداز بزرگ به سرنوشت انسان قطعاً قابل درک است؛ اما ارتباط کیهان با حشرات به نظر عجیب می‌رسید.